قانون اولویت ها

بدترین نوع استفاده از زمان مربوط به شرایطی است که شما کار اشتباهی را به خوبی انجام دهید. یعنی وقت خود را صرف انجام کاری بکنید که در اولویت قرار ندارد.

طبق اصل پارتو بیان می‌کند که ۸۰ درصد رخدادها از ۲۰ درصد دلایل بوجود می‌آید. این بدان معناست که اگر شما در لیست خود 10 کار را برای انجام داشته باشید، دو تا از آن ها ارزش بیشتری نسبت به هشت تای باقی مانده دارند.

برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید سعی کنید تمرکزتان روی تعداد اندکی از کارها (که برای زندگی و آینده شما ارزشمندتر هستند) بگذارید.

تعیین دست آوردها

ارزش هر چیزی در اولویت بندی را پتانسیل و دست آورد آن چیز مشخص می کند. در حقیقت مساله مهم دست آوردی است که از انجام یا عدم انجام یک فعالیت بدست می آید. یقینا برخی از مسائل در زندگی شخصی و حرفه ای شما دست آوردهای بزرگی خواند داشت و برخی کمترین تاثیر را بر روی آن خواهند گذاشت. پس همیشه، قبل از شروع برای اینکه اولویت بندی مناسبی را انجام دهید، به دست آورد کاری که قرار است انجام دهید نیز توجه کنید.

از خود این سوال مهم را بپرسید

پیوسته این سوال را از خود بپرسید: در حال حاضر بهترین استفاده ای که از زمانم می توانم بکنم چیست؟ پاسخ تان هرچه که باشد روی انجام آن کار تمرکز کنید. توانایی شما در نظم دادن به افکارتان برای انجام کارها مهم اما اندکی که بیشترین تاثیر را در پیشرفت شما دارند، شما را قادر خواهد ساخت تا غیرممکن ها را ممکن کنید.

تمرین عملی

در ادامه این مطلب دو راه برای عملی کردن سریع این ایده ها به شما معرفی می کنیم:

ابتدا لیستی از هر آنچه که باید برای کارتان انجام دهید تهیه کنید. حال لیست تهیه شده را تجزیه و تحلیل کنید و از میان موارد موجود در آن، سه تا پنج مورد که مهم تر هستند را انتخاب کنید.
تصور کنید که اگر کارتان را با نهایت اولویت بندی انجام دهید و بهترین استفاده را از زمان بکنید در پایان ماه مبلغ هنگفتی به عنوان پاداش دریافت خواهید کرد. در این صورت چه تغییری در رفتارتان خواهید داد؟ چه کاری متفاوتی در این شرایط انجام خواهید داد؟

کیفیت فکر کردنتان را افزایش دهید

هر شخصی در زمانی که به این دنیا می آید می تواند در آینده فرد ثروتمند و توانگری باشد. در یک سری از تست های مربوط به IQ که بر روی کودکان دو تا چهار سال انجام شده است، نود و پنج درصد از این کودکان از نظر خلاقیت و کنجکاوی در سطح بالایی قرار داشتند. این کودکان ذهن هایی پرسشگر و با توانایی تفکر انتزاعی داشتند. زمانی که همین کودکان در هفت سالگی مورد بررسی قرار گرفتند تنها پنج درصد از آن ها هنوز سطح بالایی از خلاقیت را از خود نشان می دادند. در سال های بعد، آن ها پیروی کردن را یاد گرفتند. در حقیقت آن ها یاد گرفتند برای گذران زندگی باید با مسیر همراهی کرد.

خطرات انطباق و پیروی کردن از مسیر

آن ها یاد می گیرند چگونه از استانداردها جامعه پیروی کنند، یاد می گیرند چگونه مرتب و درست بنشینند، به آن ها همان چیزی که به دیگر کودکان گفته می شود، گفته می شود و به آن ها یاد داده می شود مانند دیگر بچه ها باید رفتار کنند. با گذشت زمان آن ها حس بی باکی خود را از دست می دهند. در حقیقت با مرور زمان آن ها یاد می گیرند که ایده ها و بینش های خود را باعث تفاوت شان می شود را نادیده بگیرند.

به شدت دنبال ایده های جدید باشید

سندروم موسوم به Not invented-here که در بسیاری از کمپانی های بزرگ دیده می شود در حقیقت نسخه ی مربوط به بزرگسالان جمله "قایق را تکان نده" می باشد (یعنی چیزی نگوید یا انجام ندهید که باعث مشکل شود). اما خوشبختانه چون خلاقیت یک ویژگی ذاتی شماست و در طبیعت هر انسانی وجود دارد. شما هرگاه که اراده کنید می توانید بدون توجه به این که آخرین بار چه زمانی از آن بهره برده اید، آن را دوباره به کار بگیرید.

تمرین عملی

دو عملی که با انجام دادن آن ها می توانید شروع به تفکر خارج از چاجوب ذهنی بکنید به قرار زیر است:

اول اینکه، همیشه تصور کنید راهی بسیار ارزان تر، بسیار بهتر و سریع تری برای انجام کارتان وجود دارد. راهی که ممکن است شخص دیگری آن را یافته باشد و به وسیله آن کسب و کار شما نابود شود.
دومین کار این است که تصور کنید دقیقا برعکس کاری که در حال انجام آن هستید را انجام می دهید. اجازه دهید ذهنتان آزادانه در مورد مسائل فکر کند تا بتواند راه هایی که ممکن است کسب و کارتان را تغییر دهد را به شما معرفی کند.

چگونه بازاریاب مناسب استخدام کنیم؟


در ایران در سال های اخیر نقش بازاریابان با مشاغل دیگر از جمله ویزیتورها اشتباه گرفته می شود. آنچه در روزنامه ها و نشریات تحت عنوان استخدام بازاریاب چاپ می کنند در واقع همان ویزیتور است که باید با مراجعه به خریداران احتمالی یا تماس تلفنی با آنها نسبت به معرفی محصول یا خدمات شرکت کارفرما اقدام کرده و پس از جلب نظر وی محصول خود را به آنها بفروشد. لازم به ذکر است که این نوع از فروش (ویزیتوری) تنها برای برخی از محصولات کاربرد دارد و در تمام صنایع و شرکت ها مرسوم نیست.

از سوی دیگر شغل بازاریابی با شغل فروشندگی نیز متفاوت است و در شرکت های بزرگ معمولا واحد بازاریابی از واحد فروش نیز مجزا می باشند. به عبارت بهتر تیم بازاریابی به بررسی و جمع آوری اطلاعات بازار از طرق مختلف پرداخته و بر اساس تحلیل های بدست آمده اقدام به طراحی سیاست های تبلیغاتی، طراحی محصول، نحوه توزیع و … می کند و به مدیرعامل در این حوزه مشورت ارائه می دهد. در صورتی که تیم فروش بر اساس سیاست های تنظیم شده در بخش بازاریابی نسبت به برقراری ارتباط با مشتریان، برگزاری جلسات مذاکره فروش، ارائه پیشنهاد قیمت و در نهایت انعقاد قرارداد اقدام می نماید.

در این مقاله سعی داریم نحوه استخدام بهترین بازاریابان برای تیم بازاریابی را شرح دهیم. شاید مواردی که در این مقاله مطرح می شود دغدغه شما هم باشد. البته همانگونه که میدانید اگر ما در کسب و کارمان استراتژی نداشته باشیم، قوی ترین تیم بازاریابی هم نمی تواند به ما کمک کند. هر بازاریاب بزرگ لازم نیست به تک تک مهارت ها یا ویژگی ها تسلط داشته باشد. بلکه ترکیبی از مهارتها، تجربه، و ویژگی های بازاریاب است که با افراد دیگر در تیم ترکیب می شود و باعث موفقیت آن کسب و کار می گردد.

بنابراین اگر شما هم به دنبال استخدام بازاریاب برای شرکت یا کسب و کار خود هستید این مطلب را مطالعه کنید...

 

چهار ویژگی مشترک بهترین بازاریابان عبارتند از:

 

۱) علاقه و اشتیاق


بر طبق یک مقاله اخیر در مدرسه کسب و کار هاروارد، اگر به اشتیاق افرادی که استخدام شان می کنید توجه نکنید، در نهایت با کارکنانی مواجه خواهید شد که هرگز با علاقه کار نخواهند کرد.

واقعیت روشنی است که اگر افراد به کار خود اشتیاق و علاقه داشته باشند آن را بهتر و با خلاقیت انجام می دهند. صرف نظر از محرک هایی همچون، علاقه، لذت، رضایت، و یا احساس چالش شخصی، بازاریابان مشتاق احتمال بیشتری دارد که ریسک کنند، و بدنبال چندین راه حل برای یک مساله باشند، و به جای راحت ترین راه حل به دنبال بهترین راه حل باشند. افراد مشتاق همچنین شور و شوق را در میان اعضای دیگر گروه خود بر می انگیزند.

معمولاً فهمیدن اینکه افراد به کار خود اشتیاق دارند یا نه آسان است. از آنها بپرسید که چرا کاری را که در حال انجامش هستند را انجام می دهند، چه ناامیدی هایی داشته اند، و شغل رویایی آنها چه چیزی می توانست باشد. به نحوه صحبت کردن آنها در مورد کارشان، شور و شوق و هیجان آنها در مورد پروژه گوش کنید. آن را در چشمانشان و حرکات بدن و صورتشان مشاهده کنید. علاوه بر این، در صورتیکه دیگران از کلمه “اشتیاق” برای توصیف داوطلب استفاده کنند، شما با یک کاندیدی روبرو هستید که ارزش توجه کردن را دارد.

 

۲) پیگیری ایده های جدید

کارمندانی که تمایل به رویارویی با ایده های جدید دارند نیز می توانند متفاوت باشند. لیست بلند بالایی از داستان های در مورد موفقیت در کسب و کار وجود دارد که از چالش یک کارمند نسبت به هنجار و متفاوت فکر کردن ناشی شده است. سوالاتی وجود دارد که می توانیم حین مصاحبه استفاده کنیم تا بدانیم که آیا یک داوطلب تمایل به متفاوت فکر کردن دارد یا نه. همچنین می توانید به نحوه برخورد آنها با یک مساله، چالش یا فرصت در کار قبلی توجه کنید. بنابراین من از داوطلب ها همیشه در مورد بزرگترین موفقیت و همچنین بزرگترین شکست شان می پرسم.

 

۳) کنجکاوی در امور


چه چیزی یک فرد باهوش را از یک فرد نابغه متمایز می کند؟ کنجکاوی. داوطلب چه سوالاتی می پرسد؟ هنگامیکه یک کار چالش برانگیز در مورد کارهای قبلی داده شد، رویکرد اولیه داوطلب در مورد آن کار چه بود؟ از این رویکرد بخوبی می توان در مورد کنجکاوی استفاده کرد: آیا آنها سوال هایی پرسیدند، آیا تحقیق انجام می دهند، با افراد مربوطه صحبت می کنند، و یا مستقیماً طرح تاکتیکی اتخاذ کردند و به عملیات اجرایی می پردازند؟

 

۴) دارای ذهن باز و خلاق


معمولا موفق ترین بازاریابان معمولاً آنهایی هستند که ذهن بازی دارند. آن ها روش هایی برای مقابله با حوادث غیر منتظره پیدا می کنند. کار با یک چیز که غیرمنتظره است و برای اولین بار با آن مواجه هستید متفاوت از کاری است که در مورد آن اطلاعات دارید. تفاوت بین کسی که فقط برنامه های از پیش تعیین شده را انجام می دهد و شخص انعطاف پذیر و سازگار در این است که در مورد شخص دوم واقعاً می فهمید که او چگونه فکر می کند، چگونه استرس را کنترل می کند، چگونه تدبیر میکند، و عقیده او در شرایط غیر ملموس که ممکن است قبلاً تجربه نکرده باشد را می دانید.

یکی دیگر از مشخصه های بارز بازاریابان با فکر باز، چگونگی برخورد آنها با ابهام و عدم اطمینان است. با پذیرش عدم قطعیت در مورد ابهام، آنها از توانایی های خود استفاده کرده و فی البداهه اقدام می کنند تا با شرایط انطباق داشته باشند و به گزینه های دیگر هم فکر و در موردش تصمیم گیری کنند، که همه آنها شامل ریسک پذیری و قضاوت درست است، و تمام آنها نشانه یک بازاریاب بزرگ است.

افراد موفق هرگز فرصت را از دست نمی دهند، آنها بسرعت موقعیت را درک می کنند، از منابع بهره می برند، تصمیم گیری کرده و اقدام می کنند. ممکن است که این راه حلی کامل نباشد، اما آنها با مشکل روبرو می شوند. برای مواجهه با مسائل غیر منتظره نیاز به چاره جویی، فکر کردن سریع، و شجاعت است. اینها ویژگیهای یک انسان موفق هستند.
نحوه نگرش شما در مورد پول، بیش از هر عامل دیگری در میزان به دست آوردن آن موثر است. نحوه نگرش شما در مورد پول بر روی احساسات و انگیزه شما تاثیر مستقیم خواهد گذاشت.

پنج راه برای برای ثروتمند شدن

اگر در ثروتمند شدن مصمم هستید، با ادامه مطلب با ما همراه باشید. در بالای لیست شاهد موردی هستیم که در تمام طول تاریخ به عنوان یک نکته مهم در کسب و کارهای مستقل مطرح بوده است. مساله کارآفرینی در هر کشوری و در هر زمینه ای نقش موثری در ثروتمند شدن افراد دارد. چیزی در حدود 74 درصد از ثروتمندانی که خودشان ثروتمند شده اند در آمریکا از راه همین نوع کسب و کارها به این جایگاه رسیده اند. این مساله تنها مربوط به حال نیست و همین روند در ده های گذشته نیز دیده می شود.

افراد ثروتمند چگونه شروع کرده اند

اکثر افراد ثروتمند کسب و کار خود را از پایه و اساس شکل داده و شروع به توسعه آن کرده اند. در قرن 19، ثروت و موفقیت در دستان افرادی مانند توماس ادیسون یا جی پی مورگان بود. در قرن بیستم به خصوص در سال های اخیر این موفقیت ها و ثروت در دست اشخاصی همچون بیل گیتس، استیو کیس، رز پروت و... قرار گرفته است. تمام این افراد کسانی هستند که کار خود را از هیچ شروع کرده اند و سعی کرده اند که یک کسب و کار موفق را از پایه شروع کنند.

در هر جایگاهی که هستید، ثروتمند شوید

مدیران ارشد بخش دیگری از ثروتمندان خود ساخته را به خود اختصاص می دهند. چیزی در حدود ده درصد از میلیونرهای خودساخته آمریکا را زن ها و مردانی تشکیل می دهند که به پیوستن به شرکت های بزرگ و کار برای آن ها در طول سال های متمادی به جایگاه اجرایی مناسب و ثروت رسیده اند. این افراد با رسیدن به مقام های ارشد دستمزد بسیار خوبی دریافت می کنند و به وسیله راه هایی مانند اشتراک در سهام و دریافت تشویق ها توانسته اند به انسان هایی ثروتمند تبدیل شوند.

موفقیت، پاداش های بزرگ به همراه دارد

مایکل ایسنر از کمپانی دیزنی در یک سال 126 میلیون دلار پاداش دریافت کرد. می لاکوکا از کمپانی کرایسلر در یک سال پاداشی به میزان 26.7 میلیون دلار دریافت کرد. قطعا برای کسانی که اینگونه پول بدست می آورند، میلیونر شدن کار چندان دشواری نخواهد بود.

کسب درآمد توسط افراد با حرفه ای

سومین گروه از ثروتمندان خودساخته آمریکا را پزشکان، وکلا و دیگر افراد حرفه ای تشکیل می دهند. این گروه از افراد شامل کسانی می شود که در کارشان بسیار خوب پیشرفته و تبدیل به یکی از بهترین ها در کارشان شده اند و از این راه پیوسته درآمد بیشتری کسب کرده اند. پنج درصد از افراد حرفه ای در هر شغلی 10 تا 20 برابر میانگین افراد دیگر در آن شغل پول دریافت می کنند.

فروش، راهی برای ثروتمند شدن

چهارمین گروه از ثروتمندان خودساخته آمریکا را مشاوران فروش و فروشندگان تشکیل می دهند. پنج درصد از میلیونرهای خود ساخته را زنان و مردانی تشکیل می دهند که در یک زمینه خاص، به یک مسئول فروش پیشتاز تبدیل شده اند. این افراد هیچگاه کسب و کاری برای خود شروع نمی کنند. این افراد به کالج یا دانشگاه برای کسب مدرک در یک حرفه خاص نرفته اند. این افراد فقط توانسته اند به افرادی حرفه ای در فروش محصولات و یک سرویس خاص تبدیل شوند و از این راه درآمد خوبی کسب کنند. 99 درصد از میلیونرها در این چهار گروه تقسیم بندی می شوند.

74 درصد مربوط به صاحبان کسب و کار
10 درصد مربوط پزشکان و وکلا و دیگر افراد با مهارت خاص
10 درصد مربوط مدیران ارشد
5 درصد مربوط به مشاوران فروش و فروشندگان

راه های دیگر برای ثروتمند شدن

یک درصد پایانی مربوط به افرادی از بخش های مختلف جامعه می باشد. این یک درصد شامل افرادی است که ثروت خود را از اختراعات، بازیگری، تالیف کتاب، خوانندگی، ورزش و بردن بخت آزمایی ها بدست آورده اند. توجه کنید که این تنها یک درصد از تمام این ثروتمندان را تشکیل می دهند. شاید پیمودن بسیاری از این راه ها برای شما کار تقریبا غیر ممکن باشد ولی اگر در این مورد مصمم باشید حتما راه خودتان را پیدا خواهید کرد.

تمرین های عملی

برای عملی کردن اطلاعات بدست آمده از این مقاله به شما دو راه پیشنهاد می کنیم:

اولین مرحله برای شروع کارتان این است که بدانید از انجام چه چیزی واقعا لذت می برید و چه کاری را می توانید با علاقه قلبی به بهترین شکل انجام دهید. رابطه مستقیمی بین کارایی فوق العاده و درآمد بالا وجود دارد.
دومین کاری که می توانید انجام دهید این است که در تمام مراحل پیشرفت خود کاملا با خود روراست و صادق باشید. اینکه در حال حاضر چه کاری می کنید تا بتوانید به استقلال اقتصادی برسید یا اینکه تا چه اندازه در ایجاد تغییرات مهم در کارتان جدی هستید خیلی فرقی ندارد، مهم این است که باید به سرعت و با شناخت از خود وارد این راه شوید.
چک لیستی کاربردی برای بازاریابی شبکه های اجتماعی


بیشتر بازاریابان تازه کار برای اینکه بدانند چگونه فعالیت های بازاریابی را بر طبق برنامه ای اصولی حفظ کنند. به چک لیستی برای فعالیتها های بازاریابیشان احتیاج دارند.


 در این مطلب نحوه ی فعالیت در شبکه های اجتماعی فیسبوک، تویتر، لینکداین، گوگل پلاس، یوتیوب و اسلایدشیر را به صورت ساده و موردی توضیح می دهیم.



برای شروع آماده اید ؟

 گام اول : تعریف کردن جامعه مخاطبانتان

ابتدا باید شما مخاطبانتان را تشخیص و دسته بندی کنید در دسته هایی هم چون :

سن
جنسیت
اشتغال
سطح درآمد
سطح آموزشی
نوع صنعت
نوع کسب وکار
درآمد

گام دوم : تولید محتوایی قابل اشتراک گذاری

این موارد رو حتمن رعایت کنید:

مطالبتان را در بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه نگارش کنید
از تصاویر شاخص و همچنین مطالب مرتبط استفاده کنید
کلمات و عبارات کلیدی را حتمن بهینه سازی کنید.
مطمئن شوید که فراخوان به عمل (call to action) را رعایت کرده اید.
مطمئن شوید که از دکمه های اشتراک گذاری استفاده کرده اید.

برای اینکه اطمینان حاصل کنید که مطالبتان به اشتراک گذاشته می شوند، سعی کنید بیشتر از ابزارهای بصری همچون عکس، ویدئو، اینفوگرافیک و … استفاده کنید.

مردم دوست دارند که تصاویر خیره کننده را به اشتراک بگذارند، و خبر خوب این است که برای تهیه این موارد وقت و هزینه زیادی لازم نیست و شما می توانید در بسیاری از فعالیت هایتان همچون برندینگ و مارکتینگ، به خوبی از آنها بهره ببرید.

و حالا گام سوم : شبکه های اجتماعیتان را راه بیاندازید.

فیسبوک (facebook):

با رعایت این موارد بر فیسبوک مسلط تر می شوید:

باید بدانید که در روز چند مطلب می توانید منتشر کنید
استفاده از تبلیغات پولی خود فیسبوک برای ترویج محتوایاتان
پاسخگویی و پشتیبانی به مخاطبان
صفحات، اشخاص و … که در مورد آنها بحث می کنید را تگ کنید.

تویتر (twitter):

برای اینکه در تویتر زنده بمانید این موارد را یاد بگیرید – حفظ نکنید

تعداد تویت هایی که در روز می زنید، باید :

بر حسب جریان مطالب وبلاگ باشد
ارائه کننده ی محتوا کاربردی و مرتبط باشد
 کاربران را به عملی خاص فراخوانی کند.
عکس درسی همراهش باشد.

رتوییت های تاثیرگذاری داشته باشد.
هر روز نفرات جدیدی را فالو کنید.
بر کلمات کلیدی و اشاره ها (mention)  نظارت داشته باشد.
به توییت ها پاسخ دهید.

لینکداین (linkedin) :

فعالیت در لینکداین هدفها و روشهای مختلفی دارد. این چند مورد را لازم است رعایت کنید.

وضعیت خود را چند بار در هفته به روزرسانی کنید.
در هفته گروه های تخصصی فعال در حوزه خود را بررسی کنید ودر آنها فعالیت داشته باشید.
نحوه ی ساخت و بهینه سازی پروفایل شرکتی و سازمانی را یاد بگیرید و رعایت کنید.
از لینکداین برای تهیه چشم اندازهایتان بهره ببرید. و برنامه هایتان را معرفی نمایید.

گوگل پلاس (google+):

این نکات را برای حرکت در گوگل پلاس رعایت کنید.
در هفته چندین مطلب برای به اشتراک گذاری داشته باشید.
مطلب هایی که از طرف مخاطبانتان ترویج داده می شوند را نگارش کنید.
هر روز افراد جدیدی را به دایره های خود اضافه کنید.
حواستان باشد مطالبتان را به “اشتراک عمومی” منتشر کرده باشید.

پینترست (pinterest):

با استفاده از این موارد، پینترست کاربرد مفیدی برای شما خواهد داشت.

در بین پین های خود، حتمن کلمات کلیدی اضافه کنید.
بُردهایی که علاقه مندان خاصی دارد را ایجاد نمایید.
در هر هفته چندین پین درست را بر بردهایتان ایجاد کنید.
همیشه این نکته را چک کنید که پین ها و لینک ها به وبسایت شما برگشت داده شوند.

یوتیوب (youtube):

وقتی از یوتیوب برای بازاریابی استفاده می کنید این موارد را در نظر بگیرید.

ویدئوهایی را تولید و منتشر کنید که نشان دهنده ی حوزه ی کاری و تخصصی شما باشد.
از مخاطبانتان سوال بپرسید و از طریق ویدئو به آنها مسیر بدهید.
گاهی ویدئوهای سرگرم کننده را نیز به اشتراک بگذارید.
از رویدادهایتان فقط فیلم نگیرید. فیلم بسازید.

اسلایدشیر(slideshare):

اسلایدشیر یک پلتفرم بزرگ است، این موارد می توانند کمک خوبی بکنند.

شما می توانید از اسلاید شیر برای منتشر کردن این فایلها استفاده کنید :

ارائه هایتان (پرزنتها)
اینفوگرافیک ها
کتابهای الکترونیکی
مقالات
مطالب موردی

همیشه حساب خود را به روز نگه دارید.
مطالب بلند و خوب را حتمن به اسلاید تبدیل کنید.
به یک منبع مورد اعتبار و درست باشید
صفحه1 از2

کارتهای 

شتاب